۲۵ مهر ۱۳۸۹
تجمل گرایی در عکاسی

تجمل گرایی در عکاسی
مدتی پیش بود نمی دانم، یک سال و اندی. وارد جلسه ای از عکاسان شدم. نشستم و بعد از سلام وعلیک و تعارفات اولیه وقدری هم صحبت یکی از دوستان عکاس بحث را به سمت دوربین و تجهیزات و غیره پیش برد و از یک دوبین خاص خیلی تعریف میکرد. بیشتر که ادامه پیدا کرد متوجه شدیم علت تعریف بیش از حد از آن دوربین این است که خودش آن را خریده است. خلاصه از تعریف بدنه و لنز و امکانات دوربین گذشتیم و وارد بحث قیمت آن شدیم آن دوست عزیز عکاس همین که به قیمت رسید بادی در غبغب انداخت و قیمت دوربین را با افتخار و باصدایی بلندتر اعلام کرد که همگی متوجه شدیم. 7میلیون تومان فقط بادی.حالا لنز چقدر خدا میداند ؟ من سوال کردم مگر تو تازه دوربین نخریده  بودی گفت چرا ولی این یک چیز دیگری است.24مگاپیکسلی، فول فریم و... مقداری به فکر فرو رفتم دیدم که 2 سال است که دوربینم راعوض نکرده ام و همچنان با آن دوربین مشغول کار هستم. صدایش را درنیاوردم. بد بود اگر می گفتم دارم با فلان دوربین عکاسی میکنم. خلاصه جلسه تمام شد.رفتم خانه با خاطری مشوش از اینکه در خرید دوربین جدید غفلت کرده ام. ولی باز هر چه حساب کتاب کردم دیدم مگر قرار است در سال چقدر پول تجهیزات بدهیم.7میلیون تومان بادی، 3و4میلیون تومان لنز و حتما هم بعدا مجبور می شوی کامپیوتر و هارد و ... را عوض کنی . می زند به 15 میلیون تومان . از کجا بیاورم . قیدش را زدم و فراموشش کردم. مدتی بعد در یک جلسه دیگر دیدم یکی دیگر آمد و از دوربین جدیدتر و گرانتری که خریده بودتعریف می کرد. باز به فکر فرو رفتم که بخرم یا نخرم. جیبم خالی بود ولی اگر نمی خریدم بد بود. می گفتند فلانی با فلان دوربین کار می کند. ولی باز فراموشش کردم. تا اینکه یکی از دانشجویان عکاسی درخواست دستیاری دراستودیو را داشت. قبول کردم و او هم آمد. جلسه اول پرسیدم: خوب خوش آمدی و پس از صحبت های اولیه پرسیدم دوربینت چیست گفت: فلان دوربین، گفتم: همانکه 7 میلیون تومان است گفت: آری. دیگر دیدم این یکی را نمی توانم کاری بکنم. دیگه باید دوربینم را پنهان میکردم . خیلی افت داشت. از خودم سوال کردم. پس چرا تا حالا به فکرم نرسیده بود که دوربینم را عوض کنم و دیدم که خوب با همان دوربین قدیمی همه چی درست و با کیفیت بوده. ناگهان برگشتم به دوران گذشته ام زمانیکه تازه عکاسی را شروع کرده بودم حدودا 20 سال پیش بود، با یک لارج فرمت و یک سه پایه و سه شاخه نور سالیان زیادی را با همین وضعیت عکاسی کردم و نیاز مبرمی به دوربین جدید و یا لوازم دیگه احساس نکردم و حالا چطور است که 2 سال از عمر دوربینم نگذشته باید به فکر عوض کردنش باشم آن هم با چند برابر قیمت. بعد یاد خرید یخچال توسط یکی ازفامیلها افتادم، او یخچالش را تازه خریده بود که ساید بای ساید جدیدی وارد بازار شد چون فلان فامیل آن ساید راخریده بود او هم به فکر افتاد که یخچال نویش را عوض کند مبادا کم بیاورد و کرد.پیش خود گفتم کار من عین کار ایشان است. انگار این مرض که فکر می کنم تجمل گرایی و چشم و هم چشمی است در جامعه اپیدمی شده. خلاصه دچاربد مرضی شدیم و بالاخره تصمیم گرفتم مقابله کنم و دوربینم را عوض نکنم. یک سال دیگر مقاومت کردم و دیدم فایده ای ندارد. با چک ونقد و انواع اقسام راهها خریدمش. ولی خودمانیم بد هم نبود.

_DSC0199_resize_1.jpg

IMG_4038-as-Smart-Object-1_3.jpg



داریوش [ ۱۸ دى ۱۳۸۹ ]

سلام استاد
میشه در مورد چگونگی پرتاب شدن درب بطری ها توضیح مختصری بدید ؟ آیا مونتاژه ؟


sahar [ ۲۷ آذر ۱۳۸۹ ]

bahbah mobarake.delam baratoon tang shode.


کمالی [ ۰۳ آبان ۱۳۸۹ ]

جناب ولی زاده همه حرفهایی که گفتی درست، خود منم کمابیش مثل شما فکر میکنم اما...
اما این دیجیتال هم بد کوفتی و -حداقل برای ما ها که دوران لارج فرمت و اسلاید رو درک کردیم همیشه در آرزوی اون عزیز از دست رفته - باید به این دیجیتال ها چنگ بزنیم تا شاید بالاخره کمال سیستم قدیم رو باز آفرینی کنیم.


امین [ ۲۷ مهر ۱۳۸۹ ]

شما چه رنج قیمتی رو برای یه نفر که عکاسی براش یه سرگرمی مهمه ولی اونقدر ها جدی و به عنوان شغل و غیره پیگیریش نمیکنه مناسب میدونید؟
دوستانی دارم که 7-8 میلیون خرج لنز و دوربین میکنن، من هم موندم که به پدر فشار بیارم یا بسنده کنم به امکانات فعلی!

پاسخ:برای سرگرمی هرچقدر که بخواهید میتوانید خرج کنید بخصوص که از جیب پدر گرامی باشد
ولی برای کار باید با حساب وکتاب هزینه شود


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.